مرد حق
مهر تو در وجودم عنایت معبود است در دل شیدای من همه ی تارو پود است
نام تو حک شده باز در دل مردانگی لقب شیر خدا در وصف تو محدود است
سایه مهربانی بر سر یتیمانی هر شب محبتت را اسمان شهود است
رخساره ی تو نور است بر بیکسان سرور است جلوه ی جوانمردی بر چهرات نمود است
ان شب فداکاریت صحنه ای از شجاعت جواب ایثار تو ز یزدان درود است
چگونه درکش کنم نه بیم و نه شوقی شهادت مرد حق در لحظه ی سجوداست
سرمایه دل من فقط عشق به توست این عشق در دل من روان همچو رود است
